ورزش سنگین خیلی وقتها باعث تناسب اندام نیست و افزایش حجم رو به همراه داره، شلوار هام اندازم نیست و تقریبا روانی شدم، در حالی که این لباس ها مربوط به چند ماه پیشه و هر چند وقت یکبار کلی ضرر از جهت لباس دارم. شلوار رو نمیتونم بالا بکشم و کت و پالتو ها بازو هام رو به درد میارن، از نظر آقایون این قضیه سکسی به نظر میرسه که شلوار زیر باسن گیر میکنه ولی از نظر من عذاب آوره چون هم لباس مورد علاقه رو نمیشه پوشید و هم باید هزینه مجدد کرد برای سایز بزرگتر. از طرفی هم شرایط کاهش حجم و وزن ندارم چون تنها راه فوری من fasting هست که اینم اذیتم میکنه.
از جام بلند شدم، نشست، پیشونیش رو بوسیدم. رفتم به اتاقم، در رو نیمه باز گذاشتم. روی تخت نشستم و منتظر شدم و وقتی چند لحظه بعد، اون راهروی تاریک رو چهار دست و پا طی کرده بود و نور قرمز و نارنجی، راهنماییش کرده بودن که کجا باید بیاد، سرش رو روی پام گذاشت و موهاش رو نوازش کردم و همزمان، جمعش کردم و بالا بستم، وقتی به چشم هام نگاه میکرد، یاد Massive Attack افتادم که میگفت:
Her eyes
She's on the dark side
Neutralize
لب هاش رو بوسیدم، مثل اولین بار، مثل آخرین بار، برای جبران تمام بوسه هایی که به خاطر آدم های اشتباه توی گذشته ام هدر رفته بود، بدنش رو بالا کشیدم و روی پاهام نشست، با چشم های خیس و در عین حال، یک ذوق زدگی که تازه داشت جون میگرفت، زمزمه کرد که "من رو ببخش" و من با لبخند بهش گفتم "خفه شو"، بغلش کردم و روی پوست گردنش، نفس کشیدم، برای تمام هوایی که با فکر کردن به تصمیمات غلط و احمقانه ام به زجر دادن دوتامون آلوده شده بود، زبونش رو بین دندون هام نگه داشت و تلاشی برای نجات دادن خودش نمیکرد، در مخمصه بود و من آزاد، توی اون گرفتاری می چرخیدم و دنبال راه حل بودم، چیزی که هیچوقت پیدا نکردم.
این روز ها حال خودم هم خوب نبود و نمیتونستم بنویسم، امتحانات من برعکس همه جا حضوری هستن و این قضیه هم وقتم رو گرفته بود. از اونجایی که قسمت اول با استقبال بی سابقه ای مواجه شد و پیام های جالبی فرستادید، درخواست برای قسمت دوم هم زیاد بود و حتی گفته بودید که مثل He و She، ابعاد احساسی و روانی رابطه رو بیشتر باز کنم. چرا که متناقض به نظر میاد که دو نفر همه جوره به هم میان و اینکه دختر هستن باعث کشش بیشتری بینشون شده، چرا از هم جدا شدن؟ توی این قسمت، ماجرایی از حال میگم و دوباره به گذشته سفر میکنم. مضامین صریح جنسی به قوت خود باقی هستن و پست مثل قبلی رمزدار میشه مدتی بعد از انتشار، اگر اذیت کننده هست، نخونید. یکی هم بهم گفته بود توی این ایام استرس زا، خوندن اینجا بهش حس خوبی داده و باعث شده که حواسش پرت بشه و کمتر گریه کنه.
ادامه مطلب ...خیلی میخوام بنویسم ولی پلک هام نمیذارن و این باعث ناراحتیم میشه.
آلبوم با این عنوان پست از لوئیس تاملینسون طوری هست که تمام ترک هاش بی نظیره و نمیتونم دست از شنیدنش بردارم.
I am an addict
when it comes to underrated artists
من همونم که درمورد مسخواقعیت پیام داد، خوندم پستتو همون روز بعد چیزایی که گفتی رو به کار گرفتم
تاحالا دقت نکرده بودم به اینکه یه چیز ریتمیک یا لوپ مانند یا هرچی که توش غرق شم حالمو بدتر میکنه (چون مال من دائمیه و از این حالت بیرون نمیام نمیتونم بگم تریگر، ولی اوقاتی هست که خیلی خیلی بدتر میشه)
توی وبلاگم با چیزای جالبی مواجه میشم معمولا، که این یکی از اونهاست. افرادی با هویت واقعی خودشون انتقاد و توهین دارن و اعلام میکنن که مثلا ما از این نوع وب ها و نویسنده ها و مطالب بیزاریم و دقیقا همون افراد با هویت غیر واقعی و ساختگی، بسیار مهربانانه و مشتاق دنبال رمز پست ها هستن و میخونن و بازخورد های متفاوت و عجیبی در مقایسه با چیزایی که قبلا گفتن میگن. به مواردی چون نحوه نوشتن، زمان بندی پیام ها، آدرس ایمیل های ذخیره شده و آیپی توجهی ندارن که من دارم میبینم و متوجه میشم کی به کیه حتی اگر تلاشی نکنم. من که مشکلی ندارم ولی یک پیام دارم برای این دسته افراد و اون اینه که اینجا اونقدرا هم جدی نیست ولی کلا یکبار زنده ای، با افتخار خودت باش.
چه برفی میاد باز. یک مشکلی که دارم با این دورهمی های مثلا goodbye party هست... ادامه مطلب ...
امشب متوجه شدم هیچ حریم خصوصی ندارم و این بدیهی هست چرا که همه چیز در اینجا عمومی شده، ضمناً روز خوبی نداشتم. ادامه مطلب ...
یک سری چیز ها پیش میاد و واقعا طنزه، من وقتی اینهارو تجربه میکنم خنده ام بند نمیاد، کلا سخته برام کنترل خنده. دیدم افراد از خاطرات خنده دار میگن از کاراشون، منم گفتم اینجا بنویسم:
یک. سرکار بودم که همکارم به یک آقایی گفت: "آقای کاملی، شما مدارکتون ناقصه." ادامه مطلب ...
سلام محیا معنی این جمله توی پست ثابت چیه؟ ترجمشو میخوام بدونم مرسی :-* و اینکه از کدوم شاعر/نویسندست؟ ادامه مطلب ...
امروز توی صفحه اول و وبلاگ های بروز، یکی گفته بود بهش آهنگ خوب معرفی کنیم چون ۷۰۰ تا آهنگش رو حذف کرده، بعد من رفتم براش این کامنت رو بذارم که همون لحظه سریع وبلاگش پسورد دار شد. اصلا موندم، قشنگ با صدای بلند گفتم: "وا". میذارم برای کسانی که دنبال آهنگ هستن، متن کامنت به شرح زیر:
الان بیشتر آهنگ ها رو اگر توی گوگل سرچ کنی و کلمه "طرفداری" رو جلوش بذاری بهش دسترسی داری، چون مردم میان و توی این سایت آپلودش میکنن، یک رسانه ورزشی هست ولی هر چیزی توش پیدا میشه. حتی میشه اسم خواننده هارو زد و بعد طرفداری رو نوشت، بعضی ها کل آلبوم یک آرتیست رو اونجا میذارن، فیلتر هم نیست. گاهی وقت ها افراد آهنگ هارو با متن و ترجمه هم میذارن. من که خودم الان کلا از اونجا میشنوم. زمانی هم هست که اجرای لایو هم میذارن.
داشتم اینو میدیدم، Mind If I Stay از Kadebostany
https://www.tarafdari.com/node/1189316
من حالا به دلایلی با معدل ۱۹.۸۶ نشستم پشت میز کاردانش کامپیوتر با ساده ترین رشته شبکه و نرم افزار: تولید و توسعه پایگاه های داده های اینترنتی در صورتی که عاشق تجربی بودم و میخواستم دکترشم ...
ادامه مطلب ...امروز عصر باشگاه دارم. معمولا از چند ساعت قبلش توی خونه بدنم رو گرم میکنم یکم، توصیه میکنم شما هم اگر ورزشی غیر بدن سازی دارید این کار رو بکنید. اینها رو اینجا میذارم تا سال بعد بیام و ببینم چقدر پیشرفت کردم. دو حرکت "پل" و "بالانس" همیشه برای من جالب بودن چون از اولین حرکت هایی بودن که قفلشون برام باز شد. توی بدن سازی شما به دلیل فشار و انقباض، طول عضلات رو کم می کنید و انعطاف خیلی میاد پایین. منم وقتی فیلدم رو تغییر دادم این اتفاق برام افتاد. سه ماه اول ژیمناستیک با درد غیر قابل کنترل همراه بود و بعد تدریجی رفع شد. یادمه یکی توی اینجا میگفت که ورزش باعث پیری زودرس میشه چون حینش داری عصب ها و عضلات رو تحت استرس دائمی میذاری و فرسوده میشن، والا چی بگم، من که قبول ندارم، نظر شما چیه؟
امشب یکی از دوستان این پیام رو گذاشته با توجه به تجربه مشابه با من:
کلمه مسخ واقعیت رو دیدم و پریدم تو باکس!!!! باورم نمیشه یکی که تجربش کرده...
ادامه مطلب ...