از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود، هست و می‌شود.
از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود، هست و می‌شود.

I loved many I lost any

حالم خوب نیست.

Nothing Special again

چند دقیقه پیش سُرمه رو برای اولین بار توی چشم هام امتحان کردم،چه جالب،که چنین چیزی وجود داره،الان چشم هام به موهای روشنم بیشتر میان و کلا این برام تجربه‌ی خوبی بود،درباره تاریخچه و دیگر مسائلش هم مطالعه ای کردم،احتمالا در آینده هم استفاده کنم،الان توی تختم هستم،یک کیسه آب کرم پیشم هست و نمیخوام درباره‌ی بقیه چیز ها صحبت کنم،شب بخیر.

When I was older

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

Plans

سال بعد همین موقع،چقدر بده که نمیدونی چی در انتظارته،ولی حقِ من، لذت بی نهایته.

Lack of knowledge, my issue I think

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

Fucked up

روز بدی بود. با مدیر یک آموزشگاهی دعوام شد، یک پسره ای گیر داده بهم، هر هفته داستان دارم یک کِیس جدید پیدا میشه که بره رو مخم،نمیدونم چرا،امتحانات خیلی زجر آورن، حالم خوب نیست، خستم و دارن میگذرن این روزا که جای شکرش باقیه.

Pissed Off

حالم خوب نیست، حسی که دارم اینه و تنها علتش مشغله های درسی هست.


امشب کیوان رو میبینم،شاگردی هست که بیشتر از بقیه بهش اهمیت میدم و نمیدونم چرا گوگولیه به نظرم،قبل کلاس هم دیدار داریم در هر صورت. یک چیزی که میخواستم بگم اینه که نمیدونم چرا انقدر همه چیز حس عجیبی داره، فکر میکنم تو این دنیا نیستم و این واقعا وحشتناکه،فقط این روز ها اینطوریه البته.غزاله به خاطر قضیه اعدامی ها حالش خوب نیست و من ترجیح میدم نزدیکش نشم،امتحان دارم و عقبم از بقیه،حس دلتنگی دارم.

P i l l o w t a l k

امروز روز عجیبی داشتم،نمیگم چرا،اما چیزای دیگه،غروب Captain Black تست کردم،شکلاتی،خوب بود،سر کلاس صبح حالت تهوع گرفتم و شاگردام چون از کادر درمان بودن همونجا ضد تهوع و غیره تزریق کردن،خیلی وقته که حس نکردم یک روز تعطیل دارم تو زندگیم،موج دوم امتحاناتم دارن شروع میشن و استرس دارم،چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه یا در واقع میرسه و نمیخوام اینجا بگم چون امن نیست هیچی،اینجا واقعا جالب نیست.


Today's mood

Fucking confusing and stupid 


باید بهتون بگم که قدیم تمام درد هام خیلی سخت و سنگین و زجرآور بودن ولی الان مضحک و حداقل سطحی و گاهی بدون هیچ حس خاصی به نظر میرسن،اول از خودم ممنونم بابت لعنتی بودنم و بعد خاصیت گذر زمان.


پی نوشت:اسم سیگاری که تو پست قبل گفتم more بود و بسته اش سبز بود.

Cross my heart Hope to die

+خستم،خوابم میاد،زندگی میگذره ولی ناراحت نیستم دیگه،خیلی عجیبه.دیشب با "غزاله" وینستون رو تست کردم،تا الان من کنت دوست داشتم و بد نبود،مارلبروی سیلور خوب بود، ولی گلد اوایل بهم سرگیجه میداد،یعنی وقتی کشیدم چشمام واقعا اطراف رو به صورتی که میچرخید میدیدن و انگار داشت کنده میشد همه چیز،یک چیزی هم بود که امتحان کردم ولی اسمش رو نمیدونم،خیلی دراز بود و کاورش قهوه ای بود،وقتی میکشیدی اصلا گرما واردت نمیشد بیشتر سرد بود و بوی بدی نداشت،این وینستون واقعا بوش افتضاح بود و خوشم نیومد،تا ساعت ها با دستام و صورتم درگیر بودم.


+دوستان من کامنت هام بسته است و باز نخواهد شد،پیامی هم نمیخونم،لطفا پیام نفرستید چون مستقیم پاک میشه،از دیروز پریروزی که وبلاگ دوباره اکتیو شده تا الان ۳۸ پیام جدید اومده،من برای آرامش روان نمیخونم پس به خودتون زحمت ندید و اگر آدرس ایمیل من یا شماره ام رو دارید،دلیل نمیشه چیزی بفرستید،زیپ دهنتون رو ببندید،ولم کنید دیگه،سپاسگزارم.


Not really mean to write, but

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.