از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود، هست و می‌شود.
از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود، هست و می‌شود.

وضعیت آبی

دوتا ماجرای کوتاه رو بگم و بعدش اینکه نمیدونم قضیه چیه، شدم مثل یک گربه‌ی سیاه و سفید روی یک فرش قرمز لاکی،آفتاب از شیشه میتابه داخل و به خودم کش و قوس دادم و سفره‌ی دل باز کردم اینجا... 

ادامه مطلب ...

حرف های دلِ محیای آبی

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

ناشیانه

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

این نیز گذشت

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

بعد از وضعیت آخر

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

وضعیت آخر

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

مار های پوست پرتقالی

و زمان باهم بودن ما،

به اندازه پیچش دستان من،

دورِ تن تو،

کوتاه بود و کم

و ثبت آن لحظه در جانِ آبی و کبود من

به تعداد صدای پلک زدن هایت در طول مدت بیداری

زیاد بود و بلند


شروع دوباره

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.