از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود،هست و می‌شود.
از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود،هست و می‌شود.

شروع دوباره

About-Face, About-Halsey” - FLAIR MAGAZINE

وقتی یک عکس جیغ میزنه:)

این صفحه با این آدرس صدتا سفر روح رو تجربه کرده... 

 

ولی تو تناسخ آخرش که کلا 1 هفته متولد شده بود، تو کمای طولانی بوده،حالا احیا شده،گویا ماجرای وبلاگ نویسی من دقیقا شبیه شده به اون طلسم توی فیلم truth or dare که مهر و موم شده بود و اگر شکسته می شد مثل ویروس می رفت تو تن آدم مقصر:)یا حتی ساختن یک پیج عادی توی اینستاگرام،یک کانال شخصی توی تلگرام و حضور در هر پلتفرم دیگه ای برام دردسر میاره،چون معمولا انسان های سایه ای زیادی هستن که مثل بختک دنبال جویدن روح و روان من هستن،چرا؟ در دورانی که پایدار و محکم نبودم،خیلی سبک وارانه و بدون فکر تصمیمات اشتباهی گرفتم که تبعات سنگین و عجیبی برام داشت،یعنی وقتی بر میگردم به عقب نگاه میکنم میگم دختر تو عجب اعصابی داشتی و یا چه احمقانه!رسما حس میکنم مثل ساشا فیرس برای بیانسه،منم یکی دیگه بودم موقع اون کار ها،اینو هیچ کسی جز خودم باور نمیکنه و فکر میکنم (من) کافی هستم اینبار برای قبول کردنش.اون دوران مثل این بود که نصف شب بلند شی بری وسط یک پارک توی ناکجا آباد با یک سری آدم غریبه جرئت حقیقت بازی کنی(نزدیک ترین مثال به اعمال و رفتار های 3 سال اخیرم)،خلاصه، الان پاک و مبرا از خطا و عاقل نشدم،ولی حداقل خودم رو میشناسم یکم بیشتر.

+امشب این حوالی یک برف وحشی اومد برای 2 ساعت،الان میشه ستاره های آسمون رو دید(یعنی رویای شیرینی بود که زود تموم شد) ولی بی نظیر بود،من پر از حس های خوب شدم و همون موقع سریع با یک همراه خانوادگی رفتم بیرون راه رفتم،چون خیلی توی خونه بودم،یا برای ضروریات کوتاه بیرون رفته بودم،خوشحالم چون اونقدری که تصور می کردم افسرده نیستم(گوشی رو هم نبردم با خودم،چون واقعا متنفر شدم از این دیوایس ها... یعنی خسته شدم،کلافه شدم،میخوام راحت شم از دستشون...یکمی هم فوبیا تکنولوژی پیدا کردم با این خبر های اخیر متاورس و خرید زمین تو فضای مجازی و فرمایش های ایلان ماسک 0-0)

+وظایف روحم رو نمیدونم گاهی ولی یک سری مفاهیم اساسی مثل اعتماد کردن،تلاش،دلایل پایه ای زیستن،ترس،لذت،شخصیت و غرور، عشق و دوست داشتن برام تغییر کردن و من این جهت رو بیشتر دوست دارم، دلم نمیخواد توی دنیای گذشته ام زندگی کنم و وضعیت کنونی صرفا احیا کننده ی جسمم باشه.

+به نوعی 17 تا امتحان پایان ترم دادم،حالا میگم در آینده چرا انقدر زیاد بود،ولی فقط 3 تا دیگه مونده. اخیرا یک سری مشکلات وحشتناک برای خودم ساختم که رو به بهبود هست شکر معبود،طبق معمول "قمار" کردم چون من چنین آدمی هستم بر حسب عادت و دارم تمرین میکنم ترکش کنم ،یعنی یک چیزی که اصلا فکر نمیکردم جدی بشه بدجور جدی شد،متعجب و غمگین و عصبانی شدم (توی این مثلث گیر افتادم)لذا به همین دلیل اخیرا شدیدا بی اعصاب و خسته بودم،یکم شل گرفتم متاسفانه،یکم که...خیلی،برای ترم بعد نمیذارم این اتفاق ادامه پیدا کنه،"چون فقط باید شروع کرد".

+با یوتیوب که یک زمانی تو ذهنم حس کویر داشت،گرم گرفتم بدجور،چندتا یوتیوبر ایرانی و انگلیسی رو انتخاب کردم(با کتگوری های نامربوط) که دنبالشون میکنم وقتی مود خوبی ندارم، به قدری اطلاعات عمومیم تو زمینه های کِرم آلود زیاد شده(چیز های ترسناک،رمز آلود،عجیب و...) که حد نداره!

+این اهداف تا قبل از 30 سالگی رو نوشتم، اهداف کوتاه مدت رو هم نوشتم،اصلاح کنم برنامه ی خوابم رو واقعا خودم رو میبرم بیرون، این وقت شب باید خواب می بودم قسم به اعتقادات،اگر اینجا برام اذیت کننده باشه،میرم تو یک وب جدید،شاید واقعا این عنوان باید خفه بشه و لایق زیستن نیست.

+خیلی وقته حرف نزدم و ننوشتم،یادم رفته چطوری میشه جذاب نوشت، از این شاخه پریدم به اون شاخه،خودم میدونم... :)

+تشکر از نویسنده دوست داشتنی  وبلاگ "فضیلت های زندگی" که شور و شوق نوشتن رو در من زنده کرد.‌مورد دیگر اینکه تراویس بیکل فکر من در واضح نوشتن رو تغییر داد.

+بنده علاقه مند به لاتین هستم همیشه(هیچوقت قصد یادگیری نداشتم) ولی گاهی به قصد دانلود یک آهنگ ،اشتباهی یک آهنگ دیگه رو دانلود میکنم (به خاطر تشابه اسمی)،همیشه هم اون اشتباه به دلم میشینه،چون یکبار منو با بیشاپ بریگز آشنا کرد و گست مین، این وسط چند وقت پیش پس از دیدن Last night in Soho میخواستم Petula Clark-Downtown رو دانلود کنم، اشتباهی همین عنوان آهنگ رو  از Anitta رو دانلود کردم، با جی بالوین خونده شده،یک موزیک ویدیوی جذاب بدون محتوای خاصی،چون ایشون بانوی چشم گیری هستند(و من برام موزیک ویدیو و اجرای لایو در اولویت هست...) در هر صورت دارم از این موسیقی خاص لذت می برم. میتونید با یک کلیک ساده دانلود کنید و شاید برای روز بهتر باشه، نمیدونم،من هر موقع بخوام هر چیزی رو گوش می کنم:)

+علاقه ی من بین گاگا،آریانا،اَدِم،هالزی و دیگر موارد(از دوریس دی و فرانک سیناترا و دین مارتین گرفته تا تاولو) در طول زمان بسیار پاس کاری شده،یعنی گوش و ذهن شدیدا تنوع طلب و چاق،حالا اخیرا و فکر کنم تا آخر عمر به سمت هالزی حرکت کنم،در کنار همه،چون واقعا متفاوته و میفهمم چی میگه،روحم روی این بشر کراش داره،کتابی که از اشعارش منتشر شد بی نظیره و از جهتی فیلمی که برای آخرین آلبومش بود بسیار اعتیاد آور،خلاقیت و رسوایی خواهی هاش، متنوع بودن و رفتار بدون تظاهرش در کنار تمام ماجرا های هالیوود و دنیای سلب ها،درد کشیده بودنش، اعتیاد آوره.(منم که اهل زیاده روی و چسبیدن به چیزی که خوشم بیاد.

+الان هم دارم کاور خودم برای آهنگ without me رو گوش می‌کنم.چه پست طولانی و هزار رنگی شد،یادم باشه گاهی از تجارب وادی وبلاگ نویسی بنویسم تا بدونم "آنچه گذشت" و تا بعد، بلکه نظم بگیریم.


/خوش‌حال بمانید.