از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود،هست و می‌شود.
از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود،هست و می‌شود.

این نیز گذشت

امسال از بهار و تابستون سر کلاس بودم و کل پاییز واقعا در طول ترم زحمت کشیدم، ولی دقیقا موقع امتحانات، اتفاقات عجیب افتاد. از شکستن دوشاخه شارژر لپ تاپ بگیر تا مشکلات جدی اینترنت و پریود دردناک،رفتار عجیب آدم های زندگیم که تو سختی تنهام گذاشتن،واکسنی که باعث بیحالی و بیخیالی میشد،دعوا و درگیری های دیگه ای که از خانواده تا همکلاسی داشتم،شب های زیادی که تا صبح از فکر و حال بد و افسردگی خوابم نمیبرد و تمرکز هیچی رو نداشتم(این اواخر خیلی شدید شده بود)،سر امتحانای مترجمی واقعا موقع امتحان گریه می کردم،نه از استرس یا چیزی،بلکه حال روحیم شدیدا بد بود،اما در عین ناباوری تعداد زیادی بیست بهم دادن اونجا،سر امتحانای رشته ی اصلیم هم که دیگه رسما رد داده بودم،هیچی حالیم نبود،هر روز ساعت ها توی یوتیوب،خوردن انبوهی خوراکی مضر،دوباره شب میشد، فکرای منفی تا صبح،یک لوپ مریض و کپک زده، به کل مسئله بیماری جسمی عجیبی که پیش اومد رو نگفتم اینجا فکر کنم.

+یکی از آهنگ های مورد علاقه ام از هالزی رو میتونین دانلود کنین.