●این ایام بعد از اینکه آخر شب پست میذارم تو وب، میرم کانال های مردمی اعتراضات اخیر، انبوهی ویدیو از کل کشور خصوصا شهرستان ها میبینم،اخبار میخونم،ری اکشن رجال سیاسی دنیا و...، ساعت میشه ۳، خوابم میبره، ۸ بیدار میشم، دوباره ۱۱ تا ۱۲ خوابم میگیره،بیدار میشم، شاگرد هام میگن تکلیف کلاس چیه، زنگ میزنم موسسه،میگن خودتون میتونید برگزار نکنید، دوباره به شاگرد ها میگم و تصمیم میگیرن به خاطر مسائل امنیتی نیان. بعضی روز ها بعد از ظهر و نزدیک غروب میرم بیرون(تنها نه)،این سیاهجامگان باتون به دست رو میبینم(که به اشتباه باطوم یا باتوم هم گفته میشه غالباً)،اطراف رو کردن امن و امان مثلاً، بر میگردم خونه. با خانواده تحلیل و بحث سیاسی اجتماعی داریم. کلاس های رشته اولم این هفته به نوعی نامعلومه و کلاس های رشته دومم مجازیه و به خاطر مسائل اینترنت، ۹ مهر شروع میشه. این پست طولانیه و به موارد متفاوتی پرداختم...
●●دقت کردین بعضیا هیچ حرفی برای گفتن ندارن؟ تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد. یعنی طرف هیچ دیدگاه خاصی نداره، نه اینکه نخواد چیزی بگه بلکه هیچی نداره که بکه درباره ی خودش. درباره ۱۰ سال آینده اش بپرسی یا اصلا ۵ سال و یا حتی ۱ سال آینده، هیچی نمیتونه بگه. فقط میخواستم بگم هممون با اینجور آدم ها رو به رو شدیم، دو حالت دارن، یا فقط غر میزنن، یا ساکتن کلاً. من برای صدمین بار ژله بستنی درست کردم ولی نمیدونم چرا شیرینیش دم آدم رو میزنه البته برای بقیه اینجوری نیست انگار. کاش میشد یک چیزی مثل مربای زرشک باهاش خورد. در ادامه باید بگم برای حرفی که زدم و اون دسته از آدم ها بیلی آیلیش یک آهنگی به اسم lost cause داره که وقتی میشنوم این قبیل اشخاص برام تداعی میشن، اینکه حس کردی خجالتی هستن و با حیا ولی در واقع کله پوکی بیش نیستن، یا قبل از شناختنشون آرزو میکنین که باهاشون صمیمی باشید، طرف دوست شما بشه، پارتنر شما بشه ولی بعدش متوجه میشید امثال این آدم زیاده و وقت خودتون رو هدر دادین،مراقب خودتون باشید تا درگیر این lost cause ها نشید. راستی یادتونه بهتون گفته بودم با این روشنایی زیاد بلاگ اسکای مشکل دارم؟ توی opera میشه night mood رو به صورت full داشت، الان صفحه ای که توش متن مینویسم و کل وبلاگ همش مشکی شده، واقعا خوشحالم.
●●●و آیا توجه کردین بعضیا همش میخوان بگن انسان های شریف،مهربان و خوبی هستن؟یعنی این حجم تظاهر و نقش بازی کردن و مودبانه حرف زدن عجیبه، انگار اینا تو عمرشون دستشویی نرفتن و جیش نکردن مثلا، میخوان بگن خیلی با کلاسن، بعد یکدفعه از ناکجا آباد نازل میشن، صدتا گوسفند هم دنبال خودشون راه میندازن که دورشون جمع بشن و طرفداری کنن، اما نهایتاً حس ششم دروغ نمیگه، وقتی fake باشی و ماسک زده باشی، وقتی copy cat باشی، آدم حس خوبی بهت نداره، این یک ugly truth محسوب میشه. از این آدم ها دوری کنید، چه مجازی و چه واقعیت.
●●●●این ارزش قائل شدن برای خودمون خیلی مهمه ها. ساده مثال بزنم؟ تو مهمونی ها هیچوقت روی زمین نشینید، بعضی موقع ها پیش میاد خونتون خیلی شلوغ میشه به حدی که تمام مبل های راحتی و استیل و صندلی ها میز ناهارخوری پر میشن، اگر ایستاده باشین و خسته بشین ارزش داره تا روی زمین باشین، اگر سختتونه دو دقیقه برید توی یک اتاق دراز بکشید، ولی هیچوقت جلوی بقیه روی زمین زانو نزنین و نشینین. گاهی یادشون میره براتون چایی بریزن، پیش میاد. بعد یادشون میاد و میگن آخ "ببخشید عزیزم!"، شما هرگز نگید " اشکال نداره میل ندارم"! اون فرد اسکل قطعا نمیره براتون بریزه، اگر ریخت که دستش درد نکنه ولی اگر نشد، بلکه با لبخند،خودتون میرید و برای خودتون چایی میریزید حتی حتی حتی اگر میل ندارید، این کار باید انجام بشه،جلوی چشم همون فرد، که حالا مادر شوهره یا خواهره و غیره، نکته بعدی اینکه گاهی وقت آزاد دارید، خالی و راحت،یکی مثل همکار و همکلاسی و دوست معمولی ازتون کاری خواسته و شما شرایط قطعی انجامش رو دارید، خیلی سریع نگید "باشه مشکلی نداره"، بلکه بگید "بذار برنامه هامو چک کنم، خبرت میکنم"، بعد از درنگ، جواب مثبت بدید، چون اینجوری طرف میفهمه بهش لطف کردید، نه اینکه بیکار بودین!چون شما اون تایم خالی رو میتونستین برای خودتون داشته باشین. تو چشم افراد نگاه کنین، گردنتون رو کج نکنین،به لباس و صورتتون اهمیت بدین، پرخوری نکنین، کم خوری هم نکنین، متعادل باشین،عطر بزنین، بوی آدم مثل امضاشه . نخ دندان همیشه همه جا همراهتون باشه، اولین چیز توی صورت که دیده میشه دهان هست و دندون ها، بعد چشم ها، خیلی از چیزایی که دارم خودم روشون تمرین میکنم که دائمی بشن رو میام میگم معمولا،این بخش هم شاملش بود. جلوی کسی که میاد خونتون با لباس راحتی نباشید. از توهین و طعنه و کنایه شنیدن تو مجازی و واقعیت ناراحت نشید چون شما واقعا اون چیزی نیستید که دیگران میگن و نبودید و نخواهید شد. نکته آخر اینکه به هر کسی نگید عزیزم، عزیزِ آدم همه نیستن، رو هوا نگید عشقم، عشق فقط یک نفره، پس چیکار کنیم؟ کنار اسم طرف یک "جان" اضافه کن، مثلا مهسا جان. به بچه هاتون یاد بدید به هر کسی که از راه میرسه نگن خاله،آبجی،عمه،عمو،دایی، اینا همشون باید نسبت خونی داشته باشن، غریبه و همسایه و مربی و منشی و غیره یا خانم هستن یا آقا، پس یاد بدید که به جای عمو گفتن به همکارتون، مثلا بگن آقای امینی. بچه توی ضمیر ناخودآگاهش باید این مسائل رو درک کنه و فرق غریبه و فامیل رو بدونه. توی بزرگسالی هم این رو رعایت کنین تا حریم ها حفظ بشه، تا پس فردا طرف توقع بیجا نداشته باشه و داداش داداش گویان ۱۰ میلیون قرض نگیره که بخواد با کدورت پس بده بهت، یک سفری رفته بودم چند وقت پیش، دختر عمه ام باهام بود که خیلی دیر به دیر هم رو میبینیم، هی میگفت آبجی محیا، محترمانه بهش تذکر دادم، گفتم من خواهرت نیستم. هیچوقت به کسی این عبارات رو نگید:"قربانت برم،مزاحمت نمیشم،نوکرتم و..."بلکه بگید از لطف شما ممنونم، خدمت میرسم،تشکر،سپاس،ارادت،محترمید،بزرگوارید. اگر یکی گفت دخترتون/پسرتون چطوره؟ نگید دست بوس شما. چرا بچه ی شما باید دست بوس دیگران باشه؟ هر چند به عنوان اصطلاح، شدیداً اشتباهه. و محض رضای هر کسی که قبول دارید ننویسید "مچکرم"، این فوق العاده بیسوادیه، نزار و بزار غلطه، اجازه بدید برم = بذارید برم = بگذارید برم، نه بزارید برم. اون ذ رو ز نگید، تمرین کنید تا درست بنویسید. البته حرف های من همشون پیشنهاد هستن، میتونین بهشون فکر نکنین.
●●●●●امشب میخواستم درباره یک تئوری غریزی و اجتماعی صحبت کنم که میتونه درست نباشه و در عین حال، میتونه قابل قبول باشه. تجربیات من (به عنوان کسی که تو خانواده سنتی و مذهبی رشد کرده ولی عقایدش اینطوری نیست و کسی که ۳ سال تو رشته معارف اسلامی بوده و از جهتی هم یکبار تو مصاحبه حوزه علمیه قبول شده در سال ۱۳۹۶) نشون میده که این دخترا و زن های چادری به مراتب شهوت شدیدا تهوع آور و زیاد و بالایی دارن، یعنی توی حشری بودن اُوِردُز میکنن، در حالی که دختران با پوشش راحت و یا کم و کمرنگ، از حالت نسبتاً طبیعی تری برخوردار هستن. انگار بحث درباره انرژیه، وقتی بیشتر دیده میشی اون حرارت و انرژی هم کاسته میشه، با بقیه تقسیم میشه، انقدر با با بقیه به اشتراک گذاشته میشه که سبک میشی، یا بحثِ عادته، وقتی یک چیزی از یه جایی به بعد دیگه برات غیر عادی نباشه. نمیخوام تبلیغ بی حجابی بکنم که اون سبک شدن به مراتب خوبه و فلان ولی اینو تجربه کردم، موقعی که نذاشتم کسی منو ببینه و موقعی که به صورت عادی و راحت خودم رو به کسی که خواستم نشون دادم، حالا نوع و شیوه نمایش رو کاری ندارم اینجا ولی من طرفدار ۱۰۰ درصدی تعادلم، نه اینکه انقدر خودتو بپوشونی که دماغت هم معلوم نشه و بعد از درون بترکی و توی ذهنت خفه بشی از تصورات کثیف و با بهونه ذکر و نماز کنترلش کنی،و نه اینکه هر دقیقه بری با یکی باشی و برای بدنت ارزش قائل نباشی و تهش یک آدم بی حالی. همه تقربیا پست های هفتهی گذشتهی منو یادشون هست، انقدر چیزای اروتیک نوشتم که کلی پیام توهین آمیز داشتم، طرف دقیق نمیخوند که اینا فرضیه است و فکر میکرد من همشون رو تجربه کردم، اصلا بگیریم فرضیه نباشه واقعا به تو چه، ثانیاً، متوجه شدم جلوگیری از خودارضایی کار بسیار اشتباهیه، بابا دوتا مقاله پزشکی بخونین نه این سایت های اخبار زرد و احکام. موقعی که این کارو ترک کرده بودم من وسط روزمرگی و درس و تدریس و غیره همش سکس توی ذهنم بود، حتی وقتی میومدم بنویسم ناخودآگاه جنسی مینوشتم، اینا به کنار، ترک کردنِ استمناء با ترک کردن کوکائین و سیگار فرق داره، در طبیعتِ حقیقی بدن نیازی برای ریه و خون جهت استعمال و مصرف دخانیات طراحی نشده ولی برای دریافت اورگاسم چرا،پس این تصورات قرون وسطایی رو کنار بذارید و در حد تعادل اگر شرایط سکس دارید با رعایت ایمنی،بهداشت و اخلاق انجامش بدید و اگر هم نه، بدونِ دیدن پورن و انجام سکس چت با صد نفر، با تمرکز روی بدن خودتون مراحل رفع تنش و استرس رو طی کنید. ترک social sex addiction صرفا یک چیز ارادی هست و قضیه کاملا mental میشه، اصلاح یک عادت و رفتاره.
●●●●●● نکته آخر اینکه من فکر میکنم وقتی توی وبلاگ از کسی اسم میبریم و اشاره مستقیم میکنیم غیبت کردن محسوب نمیشه، اما مثلا اگر یک پستی رمزدار باشه و همه نتونن بینن و توی اون پشت سر آدم حرف زده باشن، ایراده،اما در غیر این صورت در وبلاگ بازه و طرف میتونه بیاد بخونه دربارش چی نوشتن، چیزی پاک نشده، ولی تو پست هایی که اسم و اشاره مستقیمی به کسی نیست، توهم نزنید که فلان مطلب درباره شخص x و این خط درباره شخص y می باشد، شما از ذهن ، دل و نیت حقیقی نویسنده محتوا خبر ندارین، آروم باشید یکم، من خودم کسی هستم که دارم این اسم مستقیم بردن رو چه برای تعریف و چه برای انتقاد استفاده میکنم، درستش هم همینه، تکلیف آدم مشخصه، هم با خودش و هم با دیگران و صد البته شخصِ هدف، هرچند باید کم پیش بیاد که درگیر دیگران بشیم ولی خب به هر حال،پیش میاد. احساس میکنم یکم به استراحت وبلاگی نیاز دارم.