ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
ناگفته نمونه که من به مدت ۹ ماه تو یک رابطه ارباب و برده ای بودم که از طرف خودم شروع شد و یه جورایی هم تموم شد، برای اولین و آخرین بار در زندگیم صرفا بردگی رو تجربه کردم که اصلا شیرین نبود، حوصله گفتن جزئیات ندارم که بسیار زیاده و اینکه چقدر این رابطه دنگ و فنگ داشت و تشریفات، ولی خب چون طرف مقابلم آدم آگاهی نبود و بلاتکلیف بود، دمم رو زد، خلاصه که خاطرم هست من به سهمیه استعداد درخشان گیر داده بودم (که الان انصراف دادم ازش با وجود گرفتن چند پذیرش الزهرا، خوارزمی، بهشتی و علامه) و این شخص، پارسال توی یک جلسه آنلاین اسکایپی، ثبت نام کنکور ارشد من رو انجام داد، امشب آنبلاکش کردم و بهش پیام دادم و نتیجه کارش رو گفتم، به هر حال آدم احمقی بود ولی خب حرکت بدی هم نزد اون موقع که جای یادآوری و کمی تقدیر داشت، بعد از اتمام پیام رسانیم، بلاکش کردم، چون نیازی به واکنشی ازش نداشتم، فقط میخواستم بدونه که چیشد،همین و بس، در نهایت همون ارباب بودنم رو ترجیح میدم و به یاد گذشته و برده های موفق خودم، به آرامش موقتی میرسم که پیش از طوفان اضطراب ها و مسئولیت هام هست و کار های ناتموم اینجانب.