ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
چنانچه نتیجهی حاصل شده مطابق چیزی باشه که واقعا باید رخ بده، یک نکته ای وجود خواهد داشت و اون اینه که من مجبورم وبلاگ رو ببندم چون دیگه چیزی برای تعریف کردن ندارم و یا حوصله ای برای نوشتن، چون دیگه هیچ دردی ندارم، زندگیم دقیقا همونطوری میشه که میخوام و دوست دارم که باشه، دیگه نمیام اینجا ذهنم رو تخلیه کنم و آروم بشم، حالا نمیدونم شاید این تصمیم های من تکانشی باشه ولی نکته اش اینجاست که حسی که دارم، از سر اطمینان و اعتماده، باور دارم به چیزی که میگم، باز باید صبر کنم و ببینم چی پیش میاد.