از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود،هست و می‌شود.
از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود،هست و می‌شود.

Jesus - موقت

دارم یک حرکت عجیب میزنم که اصلا نباید میزدم و زدم و الان منتظر نتیجه اش هستم.

همش تقصیر خواب هامه، کاش انقدر خواب تو زندگیم برجسته نبود، دارم دیوونه میشم از خواب های شفاف و سناریو محوری که میبینم.

دستام یخ کردن و میلرزن، تپش قلب دارم و نمیدونم چه خواهد شد.

اگر نتیجه ای داد، میام تعریف میکنم چیشد، در ارتباط با داستان اخیری هست که کامل تعریف نشده که به هر حال، باید بفهمم چی به چیه.

من به شدت از ناتموم گذاشتن کارها بدم میاد، حاضرم زجر بکشم ولی واقعیت و انتهای هر مسیر رو به چشم ببینم و با جان، تجربه کنم.

همیشه فکر میکردم آدم ترسویی هستم، ولی، نیستم، اسمش رو میذارن جسارت، شجاعت و یا حماقت، به هر قیمتی.

میخوام آگاهانه بمیرم، دانسته زندگی کنم و به خودم دروغ نگم، فقط همین.

دونستن حقیقت، به هر بهایی، حتی اگر تلخ باشه.


افزوده به متن۱ ساعت ۶:۰۰ : وای. جواب داد ولی باز هم قانع نشدم و خیلی چیز ها رو نمیتونم باور کنم.

افزوده به متن2 ساعت 7:30: یک دعوای اساسی با آتنا + مشخص شدن خیلی چیز های توی آینده(همین هفته بعدی منظورمه)