ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
پارسال این ایام من درگیر تموم کردن یک رابطه/ارتباط/ اتصال به شدت سمی بودم و امسال، یک چیزی توی زندگیم کمه، بعضی ها بهش میگن:
وقتی شخصی به طور مداوم به واسطه رنج و درد تحت فشار قرار می گیرد تغییرات خیلی ظریفی در بدن او اتفاق می افتد که باعث می شود فرد نوعی وابستگی شیمیایی به استرس و فشار روانی پیدا کند. نکته مهم این است که اعتیاد به درد و رنج می تواند به اندازه اعتیاد به مواد مخدر استوار باشد.
بعد به خودم میگم واقعا؟ چنین چیزی ممکنه؟ چقدر ترسناک، کی میشه التیام پیدا کنم و رها بشم، حالا شما بهم بگین، پارسال این موقع چیکار میکردین و امسال وضعیت چطوره؟ برام پیام بذارین، نیاز دارم به کمی تعامل، میخونم.
موضوع پایان نامه ام از نظر حوزه و محتوا مشخص شده تقریبا و استرس کمی دارم، اینکه حداقل ته ذهنت میدونی قراره چی بشه خوبه، خوبیش اینه که تو حوزه ای هست که علاقه دارم، یک سری پروژه دیگه تنظیم شده برای آینده ولی همه اینا، کافی نیست، I want more، فردا که شنبه باشه و واردش شدیم، میتونستم برم استاد رو ببینم ولی میدونی چی میخوام بگم؟ به تخمم، ترجیح میدم خونه باشم و یا برم باشگاه، اینجوریه که یکی تو ذهنتون از اون بالا بالا ها میفته پایین و انقدر آدم کصخلی هست که نمیفهمه چه گُهی خورده.