از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود،هست و می‌شود.
از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود،هست و می‌شود.

دیباچه


●"متن این پست خیلی طولانی بوده و حالا خیلی کوتاه و مختصر شده"‌[میخوام یاد بگیرم منفی نگر مطلق نباشم بلکه واقع بین باشم] وقتی تو حالتِ صورتی هستم یعنی شدیدا اوقاتِ خوشی دارم.اما به طور کلی دلیل آبی بودن من از سر "غمگین بودن نیست" بلکه این رنگ ذاتی منه،ترکیبی از لذت و گناه، به دست آوردن و از دست دادن،آرامش بخش برای بقیه و پر از موج و دگرگونی برای خودم.

●●ساده بگم،از تجربیات زندگی عادی و تحصیلیم میگم، ساده تا پیچیده، از آرزو ها، طرز فکر در حال رشد و تغییرم.حرف های من میتونن از نظر شما غلط یا درست باشن، خوش اومدید و من براتون احترام قائلم در صورتی که نرنجم. در این وبلاگ من خیلی از پست هام رو پاک میکنم چون حس خوبی بهم نمیدن.


●●●علت رمزدار بودن برخی از پست ها:

نمیخوام مسائل ساده رو پیچیده کنم. اما یک توضیحاتی میشه ارائه داد.

بی جنبه بودن دیگران. واضح تر از این؟ من یک نقطه ضعفی دارم که متاسفانه همه تا الان متوجه شدن. نسبت به حرف های دیگران درباره خودم حساسم. میبینید کامنت ها بسته است. متاسفانه حجم پیام ها بالاست، من حتی پیام هایی که برام میاد رو نمیتونم بخونم مگر طرف رو بشناسم و از اسم مشخصی استفاده کنه. ممکنه بگید بی تربیت و بی درک هستم ولی تو مجازی افرادی هستن که حد و حدود خودشون رو نمیدونن و هی بهت توهین میکنن. سر هیچی شاید. چرا پست ها رمز دارن؟ شاید دوست ندارم بگم دقیقا چی شده و یا من گاهی در وبلاگ خودم از مسائل عادی گرفته تا شدیداً خصوصی حرف میزنم،اما دوست ندارم اینجا مثل دستگاه آب ‌سرد کن توی مطب باشه، بلکه اینجا قهوه ساز کوچیک منه و برای هر کسی نوشیدنی نمی ریزم،تجربه به من و حتی بقیه نشون داده که وقتی همیشه لبخند داشته باشی، بقیه فکر میکنن یه چیزیت هست و یا به اصطلاح "خُل" هستی، درسته ،واقعا مهم نیست بقیه چی فکر میکنن ولی من اینطوریم‌ و اینبار دوست ندارم زندگیم همیشه و کاملاً open access باشه،اگر خیلی دوست دارین با تجربیات تیره و تار و یا آرزو های روشن و اکلیلی من به عنوان یک انسان معمولی آشنا بشید و حتی یکم متفاوت تر به تابو ها نگاه کنید، آدرس ایمیل خودتون رو برام بفرستید تا رمز رو در صورت لزوم دریافت کنید یا یک نشونه ای باقی بذارید،قبلا بی شمار وبلاگ،پیج و کانال داشتم، اما همشون به خاطر رفتار بقیه از دست رفته، دوست دارم این مورد رو نگه دارم، و این منم،خالقِ ذِهنی بَرّاق از قَلبی مَخدوش،یک بچه‌ی بزرگ نشدنی،چون اشک و خنده ام زود در میاد.