ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
هم ملانی مارتینز و هم بیلی آیلیش یک آهنگ با عنوان کپی کت دارن فکر کنم. امروز یکی بهم ایمیل زده و گفته یک وبلاگی تحت عنوان لیمو داره به شدت از سبک نوشتاری قدیمیت تقلید میکنه و دقیقا مثل قدیمِ تو کلی طرفدار دور خودش جمع کرده و حتی چارچوب وبلاگ مثل آخرین نوشته ها و آمار بازدید رو مثل تو در آورده! طرز نوشتن و بازی با کلمات تکراری و...
این شخص که ایمیل زد بهم گفت اول فکر کرده اون لیموئه منم و بعد شک کرده از این حجم خوشحالی و ذوق زدگی فیک طرف. من از رنگ زرد متنفرم، این به کنار، آدرس وبلاگه تو ایمیل بود و وارد شدم و در کمال تعجب دیدم آره. عجیب تر اینکه این شخص تو وبلاگ همه پلاسه، هر جا میرم میبینم کامنت گذاشته، حتی وبلاگ فضیلت های زندگی که دنبالش میکردم، به اون هم ربط هایی داره، اینا به کنار، حالا خوبه اینجا یوتیوب نیست که کامنت و بازدید درآمد داشته باشه، بعضیا چقدر بیکارن! جدیدا مردم طوری شدن که فقط میخوان بگن خیلی خاصن، رو به پیشرفتن، خیلی متفاوت و مثلا "خفن"هستن، دیدشون به زندگی رنگ و مزه و شکل متفاوتی داره ولی به عنوان کسی که تمام دوره ها و آینده ی خیلی ها رو قبلا تجربه کرده میگم، اینا تو تنهایی خودشون، هیچی نیستن. این مرگ ملکه انگلستان هم حواس همه رو پرت کرده، دقیقا چیزی که ایلومیناتی میخواد همینه، مشغول شید به چرت و پرت بافتن و حس متفکر و منتقد و تحلیل گر سیاسی گرفتن، اونا میخوان سرگرم شید، مرگ شبیه سازی شده و هزار داستان که حوصله ندارم تعریف کنم، ترجیح میدم برم فیلم ببینم، بعدشم فایل های مربوط به کلاس هام رو آماده کنم و این هفته شاگرد آیلتس جدید هم دارم دوباره. روز های فرد هم پر شد، امیدوارم انرژیم 0 نشه. دلم بستنی میخواد از نوع قیفی، و سرعت گرفتن زمان در غروب جمعه.