ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
شیر قهوه میخورم و تایپ میکنم.روزای PMS و درگیری با مطالعه عذابه. وقت نکردم هیچ فیلمی ببینم. این چند روز من نت داشتم و امکان اتصال هم بود ولی مشکل اینجا بود که صد سال طول میکشید و دائما قطع و وصل میشد و افراد مقابل هم به ندرت میتونستن بیان . اینها به کنار. این روز جمعه برای من اصلا حس جمعه نداشت چون دو روز پیش تماس گرفتن و ۴ تا شاگرد جدید دادن برای جمعه ها صبح تا ظهر. منم شب قبلش خوب نخوابیده بودم و صبح به نوعی زود بیدار شدم و سریع فایل هام رو ساختم و رفتم و الان خسته ام هنوز. این ۴ نفر از کادر پزشکی هستن،دهه هفتادی، جوان و خوش بر و رو، متاهل و در رابطه تا حدودی و با هدف مهاجرت و دوستای صمیمی باهم با یک جَو خوب بینشون.
از جهتی همین امروز یکی از شاگرد ها با دوتا بادکنک که میبینید شده اسباب بازی من اومد سمت من جهت تشکر و این داستان ها و خداحافظی برای رفتن، بچه ی کوچیکش به عنوان هدیه اینارو به من داد و من کلی خوشحال شدم. همزمان آموزشگاه کاملا خالی بود و شاید دو یا سه تا کلاس در جریان بودن، در ادامه اتفاقات این ایام رو بهتون میگم.
الان به طرز عجیبی هوس یک چیز سرد کردم، پس بستنی میخورم و تایپ میکنم، تو این دوران PMS من دچار پرخوری میشم و همه میدونن.قبل از هر گزارش و داستانی میخواستم درباره یک چیزی صحبت کنم تحت عنوان زمان بندی درست. دقت کردین هر چیزی یک دوره ای داره؟ وقتی ۱۷ سالت باشه و بخوای یواشکی بری سر قرار، حسش با وقتی که مثلا ۲۸ سالت شده و مستقلی و اون موقع میخوای بری سر قرار ، یکی نیست، توی دومی خیلی از لذت ها وجود ندارن. اولین سکس توی ۲۲ سالگی فرق داره تا اینکه ۳۹ سالت باشه. مخفیانه یک پورن کوتاه دیدن توی ۱۶ سالگی در مقایسه با دسترسی به بهترین پورن ها در ۳۵ سالگی، به حسش فکر کن،خودت میدونی چی میگم. از قاب جنسی هم اگر بیایم بیرون، باید بگم که شاید لازمه واقعا از اولین فرصت ها استفاده کنیم. از طراوت،تازگی،بلوغ و رسیدگیِ میوه ی وجود، جسم و روان خودتون به نحو درستی استفاده کنید، وقتی خیلی نرم و رسیده و شیرین بشید دیگه گاز زدن سخت نیست بلکه کسالت آوره. البته اینها برخی نظرات بداهه ی من هستن که میتونن درست باشن یا غلط،خیلی جاها صدق میکنن و در خیلی از موقعیت ها هم نه. اینو به دیگران بفهمونید و خودتون هم بفهمید، وقتی ازتون درخواستی میشه و امکان انجامش رو دارید، سر زمان درستی انجامش بدید، هنگامی که فرصتش بگذره، فایده ای نداره، طعم و گرماش میپره و از رنگ و رو میفته. دارم میگم زمان انجام هر کاری رو قدر بدونید، توجه به خانوادتون، وقت گذاشتن برای خودتون، قدر دونستن ایام جوونی و به بطالت نگذروندن و... این داستانا که خودمم دارم روشون کار میکنم و غیره.
شبی از شب ها که من تو خونه تنها بودم و با عشق آشپزی میکردم،مامانم اینا شهرستان بودن و از باغ و بولاغ گل مورد علاقه ی منو چیدن و آوردن و گلبرگ هاش ریخت و فقط این تخمه های گوگولی موند که اگر من بخورم قطعا و یقینا آبریزش بینی و عطسه ام به راهه. فرض کنید عید بود، من هی تخمه آفتاب گردان میخوردم و حس سرماخوردگی شدید داشتم و توهم زده بودم کروناست، حواسم نبود اصلا. بعد لوراتادین میخوردم و ماجرا حل میشد و دوباره یک کاسه تخمه و همون آش و همون قابلمه. اگر ترایپوفوبیا دارید به این تصویر نگاه نکنید زیاد.
من یکمی با داستان پیانو آشناییتی دارم و چند روز داشتم دست های خواهر زاده ام رو تمرین میدادم که چطوری با کلاویه ها کنار بیاد. باید دستای کوچیکش رو گاز میگرفتم و میخوردم ولی من آدمخوار نیستم و خلاصه کاری نکردم. اما خیلی این بچه رو دوست دارم. خیلی زیاد. خیلی زیاد یعنی.
در کل طول این پست من فقط خوراکی خوردم با سرعت بالا، الان درگیر چیپس بودم و انگشت هام مزه دار و چسبناک شدن. خرید کردن تو فروشگاه و سوپرمارکت منو خیلی اذیت میکنه ، سریع میخوام بیام بیرون و انتخابم رو تند انجام بدم و خیلی خجالت میکشم اگر طول بکشه و اینها. خلاصه میخواستم بگم که از رفتار های معلم های زبان مرد با افراد جوانی چون خودم خوشحال نیستم، چون خیلی حس غرور بیجا دارن و فکر میکنن کی هستن، آخه قیافه گرفتن داره؟ جمع کن خودتو اسکل. تحقیر آمیز نگاه و رفتار میکنن و انقدر مصنوعی،با فشار و زور یک لهجه ی غلیظ برای خودشون درست میکنن که اون وسط یک آمریکایی بشنوه قطعا میگه slow down dude، از اینا بگذریم، اون شاگرد روزای فرد بالاخره تموم شد، فقط یک روز غروب زنگ زده بود و می پرسید برای آدرس دادن به انگلیسی "شرقی" رو east بگم یا eastern ، برای ثبت نام آزمون و اینا نیاز به آدرس و غیره هست. آخر نفهمیدم برای فردا تکلیف دانشگاه چیشد. باید رفت یا نه، هر کسی یه چیزی میگه. همه چیز من رو هواست از این نظر و بهم استرس وارد میشه گاهی. اخبار رو همچنان دنبال میکنم با شدت کمتر و سعید سکویی میبینم و شاد میشم از حرکاتش.