ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
قرار بود وبلاگ پسورد داشته باشه ولی هر چی فکر میکنم نمیشه،من اخیرا فهمیدم یک بیماری بدی دارم،یعنی مربوط به فیزیک و بدنم میشه،محل کارم دعوا پیش اومده و اوضاع اصلا خوب نیست،دیگه پیش روانپزشکم نمیرم چون فایده نداشت،سیگار رو کنترل کردم،امتحاناتم تموم شدن،کلی کار و درگیری اداری دارم که باید حل بشن و پروژه درسی.
سر قضیه بیماری بگم که الان کل خانواده یک طوری شدن و عزا گرفتن که انگار یکی مُرده،هی بهم رسیدگی میکنن و من از این حرکت خوشم نمیاد.
ساعت ۵ باید بیدار شم،ولی به خاطر دعوا های امشب که چند روز قبل تر هم دعوا بود،خوابم نمیبره،تنش شدیدی بهم وارد شده.