از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود،هست و می‌شود.
از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود،هست و می‌شود.

[مهم اینه که بهتر از خودت نیست]

"دستای منو ول نکن که تعادل ندارم."


آقا ما برگشتیم. سیگار رو ترک کردیم. پاستا با سس پستو خوردیم خوشمون اومد،نون سیر خوردیم بد نبود ولی بعدش شیک و آدامس و هزار داستان بود، شیک کیت کت از شیک نوتلا خیلی بهتره، گل خریدیم آشتی کنیم ولی سر کلاسمون نیومدن، برخی کارا حل شد برخی نه،اخراج شدیم، حقوقمون رو ندادن، گریه کردیم، خندیدیم، تحقیر شدیم، تهدید شدیم، شکستیم، نابود شدیم، درد کشیدیم، پر از خشم و کینه شدیم، الان حالمون خوبه،حساب بانکیمون صفر شد، پوستمون بهتر شده، خیلی وقته لانزو و کلیدینیوم‌سی نخوردیم، تا صبح بیدار بودیم و تتلو گوش دادیم مثل "احترام" و "تازیانه"، دانشگاه رفتیم،اومدیم خونه خوابیدیم، الانم رو تختیم و به فکر خوندن برای ارشد و پی نوشت:

محیایی که هیچی برای از دست دادن نداره،چه حس عجیبیه حتی وقتی بقیه هم از دیدنِ چشمات اینو بگن بهت.