از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود،هست و می‌شود.
از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود،هست و می‌شود.

"میخوام بنویسم،تو بگیر بخواب،من مال خواب نیستم..."

خب ببینید من درگیر چه کصشری شدم:

"اغلب خانم‌ها در زمان تخمک‌گذاری احساس درد خفیفی در یک سمت از پایین شکم دارند. این درد هرماه در یک‌ قسمتی از شکم احساس می‌شود چرا که هرماه یکی از تخمدان‌ها به‌نوبت فعال شوند.درد زمان تخمک گذاری  می تواند مانند یک درد تیز یا کسل کننده باشد، و در سمت شکم جایی که تخمدان تخمک را آزاد می کند اتفاق بیفتد. این درد چند ساعت طول می کشد و برای برخی افراد می تواند چند روز دوام داشته باشد.. از نظر آماری، به نظر می رسد که زمان درد چرخه میانی  در پیش بینی تخمک گذاری می تواند موثر باشد. از هر ۳ زن یک ۱ نفر در طی آزاد شدن تخمک از تخمدان خود احساس درد می کند."


به خدا خفیف نیست،دارم میمیرم،حالت تهوع گرفتم.عجب عید مزخرف و تخمی بود،هیچ فایده ای نداشت،کلی خستگی توم موند،روزای آخرش هم باید فشرده کارای عقب مونده رو انجام داد،نه سفری،نه دید و بازدیدی،فقط امروز با دو نفر رفتم بیرون و یک آقایی برام مزاحمت ایجاد کرد که اعصابم بهم ریخت،خیلی مسخره بود،فرض کن یکدفعه یکی بیاد بهت بگه من عاشقت شدم تو رو خدا بذار آشنا شیم بعد هی دنبالت کنه،تیکه و کنایه هم از این لات و لوت های شیره ای بشنوی،به خدا دیگه نمیخوام موهام رنگ روشن باشه سنم رو برده بالا،باید برم مشکی کنم کامل،تا یک ذره رنگ مو و چشمت فرق داره توی این خراب شده،یا بهت میگن خراب یا 10 سال میارن رو سنت،نمیدونم این چه داستانیه،حالا خوبه ما تو روستا نیستیم که محیط کوچیک باشه و این کارا غیر عادی(به اهالی روستا بر نخوره البته).


وای دارم میمیرم این درد نفسم رو بند آورده،پریود 0 تا 100ئش برای من زجره،این از تخمک گذاری،بعدش 10 روز PMS که عملا کل بلاگ اسکای از پی ام اس بلومحیا خبر دارن، بعدش 5 روز خود خونریزی،5 روز بعدش ضعف به خاطر خون از دست رفته،داستان اینجوریه.


دوست دارم برگردم قدیم،سال 94،کاش الان اونجا بودم،نمیدونم چرا،دلم اینو میخواد،محیای اون موقع رو دوست دارم.چقدر از این ماه رمضان بدم میاد،پشمام ریخت وقتی دیدم تازه امروز 5ام یا 6ام بود تو ماه قمری،حالم بده،افسرده نیستم،درگیری روانی و اینها هم نیست،فقط حالم بده،نمیدونم چمه.


دیگه حوصله ندارم بنویسم.