از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود،هست و می‌شود.
از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود،هست و می‌شود.

اخیر و کنون

شاگردم که دوستم شده بود و منو واقعا می‌فهمید،جمعه میره کانادا.

نمیتونم واقعا. حالم بد بود امشب،گریه کردم و برای آخرین بار بغلش کردم،امروز روز خیلی بدی داشتم،روزمرگی پر تنش و افتضاح.


ذهنم قفل شده، نمیتونم  داستان رو بنویسم،کاش بتونم ادامه بدم یکم،میترسم فلج شه خط داستانی.


از فکر این دختره بیرون نمیرم،کاش منم بتونم برم کانادا یک روزی و دوباره از نزدیک ببینمش.