ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
خب من داشت خوابم میبرد ولی از خواب پریدم.
الانم خیلی سخته به صفحه روشن گوشی نگاه کنم تو تاریکی و بنویسم،ولی اشکالی نداره،چون تولد تراویس هست. آدمی که برام خیلی عزیزه و دوستش دارم،وقتی متن هاش رو میخونم،تک به تکشون رو زندگی میکنم و خودم رو میذارم جاش،زیستن رو از دید اون میبینم،یکی از آرزو هام این هست که یک روز از نزدیک ببینمش،الان هم دارم از خواب پاره میشم و همه کسایی که منو میشناسن میدونن تو چنین شرایطی من راستشو میگم.
آدم جالبیه،دیگه همتون میدونید،حالا چاشنی مسخره بازی و کارای دیگش رو کاری ندارم ولی تولدت مبارک بابایی من، روز های خوش و جیب های پر پول برات میخوام، عاشقتم.