از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود،هست و می‌شود.
از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود،هست و می‌شود.

God I'm in pain

W.از شدت بدن درد خوابم نمیبره، باورم نمیشه فردا هم باید برم تمرین، چرا خوب نمیشه؟ چرا هربار بعد هر جلسه تا چند روز داستان دارم، هر چیزی که باید رو تست کردم ولی این قضیه تموم شدنی نیست، کاش یک غلتک از روم رد میشد، هیچکس نمیفهمه من دارم چیکار میکنم دقیقا، هیچکس متوجه کار با ارزشی که من برای زندگیم میکنم نیست، پست های قدیم رو یکی بخونه میفهمه چقدر آرزوی مرگ میکردم و الان، فقط دنبال زندگی کردنم، حالا سوال اینجاست که این درد کشیدن هنوزم ارزشش رو داره؟


X.امشب کلی تیکه تیکه فیلم های مورد علاقه ام رو دیدم، این کار همیشه به زبانم کمک کرده، کاش شبانه روز ۲۴ ساعت نبود،کاش طولانی تر بود، کاش نیاز به خواب نداشتم و هزار آرزوی این چنینی، دارم از این شاخه به اون شاخه میپرم، میدونم، امروز دوباره فهمیدم مدارا کردن با مردم خیلی سخته و اینکه بتونی درکشون کنی.
Y.نمیدونم چی بگم، تابستون معمولی ای هست و حرف خاصی برای گفتن نداره. وبلاگ های همه بسیار بی مزه شده، نشد یک چیزی بخونم چشمم رو بگیره، همه زندگی ها تکراری و بی معنی و کلیشه ای و افراد هم بی انرژی و دنبال خاله زنک بازی و اینکه مادر شوهرم اینو گفت همکارم اونو و جاریم فلانه و خواهرم ویساره.
Z. از اون دسته آدمایی هستم که فراموش میکنن ولی نمیتونن ببخشن حتی اگر خودشون رو تیکه تیکه کنن، نمیدونم خوبه یا بد.