از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود،هست و می‌شود.
از آبی تا خاکستری

از آبی تا خاکستری

هر آنچه که از من بود،هست و می‌شود.

Professor, please get out of my head

امروز چندبار خواب کسی رو دیدم که تو اردیبهشت امسال چنان آسیب وحشتناکی بهم زد که به خاطرش ۲ بار هیپنوتراپی رفتم، حوصله ندارم بگم چی بود، قبلا همش دربارش کابوس میدیدم الان خواب های ملایم تر، نیمه زن وجودم هنوز میگه جواب پیامی که آخرین بار داده و خواسته صحبت کنیم رو بدم و یا حتی بهش زنگ بزنم و نیمه مرد وجودم محکم بهم سیلی میزنه و تهدیدم میکنه که این کار رو نکنم و منم میگم چشم و بحث همونجا تموم میشه.


این خواب ها همشون عشق بازی هستن، صورت خندان و لحن هیجان انگیزش مثل همیشه و من به حالت مبهوت و متعجب، هنوز عصبانی و هنوز کنجکاو، کابوس ها قبلا به حالت تحقیر کردن من توی جمع بودن، من توی کل این قضیه مثل سَندی تو Last night in Soho بودم، عاشق شهرت و دیده شدن و عاشق اون و خب اون؟ دقیقا مثل جک، با این تفاوت که میخواست از من فقط برای خودش یک slut بسازه احتمالا.


نمیدونم چی میخواد پیش بیاد، چه اتفاقی قراره بیفته، هیچ چیزی رو نمیتونم پیش بینی کنم، فقط میدونم این اتفاق مسیر زندگی من رو تغییر داد، نه به طرز بدی لزوما، ولی خیلی وقت ها از خودم میپرسم که آیا چیزایی که براش گرفتم رو هنوز داره؟ من میتونم ببخشمش؟ آیا باید ببخشم؟ خاطراتی که ازم داره رو یادشه؟ آیا من حسابم با این درد پاک شد و کارمای سبک تری دارم؟ نمیدونم.