ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
Once upon a time, a grey male wolf who was trapped in the body of a blue girl, woke up and realized that he was me
بسیار خب، من دیگه محیای آبی نیستم، واقعا میگم، در چند روز گذشته، از اون پارت دختر بودن خداحافظی کردم و من از امروز یک مرد هستم، توجه کنید که من رو با یک شخص ترنس اشتباه نگیرید، چون من با جسم زنانه ای که توش گرفتار شدم دارم زندگی میکنم و کنار میام و حتی خیلی وقت ها دوستش دارم، از خودم جدا میبینمش و بهش عشق میورزم، نیاز به تغییرش رو هم هنوز حس نکردم، ولی خب، من دیگه از زنانگی و دخترانگی و مثل یک خانم فکر کردن و به مسائل نگاه کردن خسته شدم، من مشکل روانی ندارم و یک عضو فعال در اجتماع هستم، پست های قبلی رو پاک نمیکنم چون برای محیای آبی ارزش قائل هستم، ولی از این به بعد، فقط من حرف میزنم و صاحب همه چیز هستم.
Respect = Respect
I can be a straight guy and a gay gentleman so stop talking about my sexuality desire or identity, it is not my weakness but my red line and if you cross this, you digg your own grave in my mind like I won't forgive you and you'll carry my hate, forever, welcome to my life :):