Once upon a time, a grey male wolf who was trapped in the body of a blue girl “Mahya”, woke up and realized that he was me, also, I'm Harold Willis, thirty-three years old, defined as my own masterpiece
ادامه...
امروز عصر نوک گیری ماهانه ام رو انجام دادم،آتنا هم خبردار شد و با من اومد و چتری زد، دوست دارم خیلی کوتاه کنم و از ته بزنم، مامانم نمیذاره و میگه باز دست نگه دار و غیره. از قسمت دکلره و رنگی قدیمی باقی مونده به ستوه اومده بودم، اون هم حل شد. محل زندگی من مرکز شهر محسوب میشه و شلوغه، شلوغی که برای خیلی ها خوشاینده، سینما، استخر، باشگاه، پارک، انبوهی مغازه، مرکز خرید، کافه، رستوران و در عین حال به کوچه های خلوت و ساکت منتهی میشه که این قشنگش میکنه، از کنار دستفروش ها رد میشی، از هیاهو بیرون میکشی و به سکوت نزدیک میشی، سکوتی که دیگه اون همهمه ها ازت دورن.
داشتم فکر میکردم چطوری ماجرای دومم رو تعریف کنم، همون داستان مربوط به امسال که ازش بیرون نمیکشم و برام سخته. خیلی وقت ها حس عجیبیه که برای کلی غریبه بنویسی و بخونن، یا خیلی ها که تو رو میشناسن و میخونن.امروز به آتنا آدرس اینجارو دادم، بهش گفتم بخون، منو بشناس، من از گذشته ام نوشتم، از تو و برخی اتفاقات مهم ولی نه از همه چیز، حق داری که بدونی. اگر قرار باشه باهاش رابطه رسمی و جدی رو شروع کنم که توش همه چیز متوازن و متعادل و برقراره، باید بفهمم با خودم چند چندم، آرامشم و اون ثباتی که تو خیلی از روابطم داشتم رو الان ندارم، انگار تموم شده، خیلی وقت ها تکه هایی از خودتون رو از دست میدید که دیگه بر نمیگرده ولی ریشه هاش میمونه و انتظار بهبودی و رشد هست و به عبارتی، امیدِ بهش.
آدمی شوکه میشه، از توجه هایی که کرده، محبت ها و عشقی که به پای فرد اشتباهی ریخته، برخی از اکس های من که تقریبا شناختین کیا هستن، تخم سوسک بودن و من اینهارو با لوبیای قرمز اشتباه گرفتم، کلی بهشون رسیدم و دیدم جوانه زدنی نیست که از دیدنش لذت ببرم و حس خوبی بگیرم، بلکه تهش یک موجود موذی، کثیف، بی فایده و زشت زجرم داده و مجبور شدم ازش فرار کنم، شما هم فکر کنید ببینید تخم سوسک هاتون کیا بودن که با لوبیا قرمز اشتباه گرفتین.
به خاطر یک شرط بندی که با آتنا داشتم و باختم، تا جمعه این هفته، آماده ی کمک کردنم، اگر کسی برای زبان انگلیسی مشاوره خواست (معلم نمیشم به صورت رایگان دقت کنید قبلا هم گفتم، ولی مربی بودن رو هستم، برنامه ریزی، راهنمایی و تصحیح و غیره)، میتونه بهم پیام بده، حوزه تخصصی هم فقط و فقط IELTS, PTE, General English - four main skills، کودک و خردسال و نوزاد و جنین رو فعلا نیستم. (نمیدونم، شایدم باشم، بستگی به مودم داره.)