-
Moth to a flame
1404/02/20 12:23
-
بازگشت آزمایشی
1404/02/14 10:44
-
سوالات عجیب دیگران
1404/01/27 17:22
-
بدون عنوان خاص
1404/01/26 23:59
امروز یکمی شوکه بودم و خسته، ترسیده بودم، چون که دیگه دارم بی حس میشم، نسبت به درد، لذت، نسبت به ارزش زنده موندن، نسبت به پولی که در میارم، نسبت به آدم های جدید زندگیم، این بیحسی کامل یک بیماریه، نمیدونم چطوری درمانش کنم، داشتم امشب به دوستم این رو میگفتم: "خیلی خستم. من تقریبا چیزی ازم نمونده، میدونی، احساسات و...
-
چیز هایی که دیگر باور نمیکنم
1404/01/25 11:16
امروز متوجه شدم آتنا بهم زنگ زده و من جواب ندادم، گرفتمش و اینبار اون جواب نداد، ببینم چی میشه و چیه داستان. میدونید، خیلی وقت ها فکر میکنم میشه از اول شروع کرد، کلی فرصت میدم، وقت میذارم، انرژی و هزار چیز، ولی بعدش، ناامید میشم، چون چیزای بدی میبینم، فرصت میدم و باز میبینم اشتباه بوده از اول، یکی که بیاد بگه...
-
مسئله چرتی تحت عنوان شیرینی
1404/01/24 22:35
بعضیا هم خیلی جالبن، هر چی میشه شیرینی میخوان، ولی میدونی جواب من به اینا چیه؟ شما بفرمایید گُه بخورید، والا به خدا معنی داره؟ فارغ التحصیل میشی شیرینی میخوان، سرمایه گذاری میکنی شیرینی میخوان، سرکار جدید میری شیرینی میخوان، تو عن بخواه حسود بدبخت، چه قدمی تو موفقیتم برداشتی که الان توقع داری؟ جز انرژی منفی! دقیقا...
-
دیدین بعضی مرد های متاهل چطورین؟
1404/01/24 08:21
امروز آفم و دارم میرم دانشگاه (رشته اصلیم نه، اون یکی، ارائه دارم، درباره دگرگونی ساختار ترجمه با دخالت هوش مصنوعی و...)، یک دفعه یه چیزی وسط آماده شدنم اومد تو ذهنم. دیدین بعضیا چقدر گُه میخورن؟ مثلا طرف متاهل هست و صدبار ریدی بهش ولی بازم میاد و دنبال کون توئه، یا به عبارتی تو کون توئه، یا مثلا از همه جا بلاکه ولی...
-
گاهی عنوانی وجود ندارد
1404/01/23 07:34
-
Updates
1404/01/19 14:23
دوستان از دیشب باکس پیام هام سوراخ شد از اینکه آتنا کجاست و چیکار میکنه، توی بریک هستیم هر دو و مسیرمون فعلا جدا شده. ماجرای دیشب هم طولانیه و باید دربارش بنویسم، الان سرکارم نمیتونم درست درمون تایپ کنم، حالا میام میگم. و اینو هم بگم من وقتی هورنی هستم بعدش اصلا یادم نمیاد چی به چی بوده.
-
Take off all your clothes
1404/01/18 20:09
-
حالا داستان چیه
1404/01/16 07:51
-
چی بگم والا نمیدونم.
1403/12/11 01:25
-
چه جالب
1403/12/10 03:10
-
وای
1403/12/07 23:57
-
چه مزخرف روزیست امروز
1403/12/04 18:16
-
توقعات
1403/12/03 16:57
-
اتفاقات عجیب
1403/11/29 05:34
-
اردیبهشت: تجربه ای از جهنم - قسمت دهم
1403/11/28 01:26
-
اردیبهشت تجربه ای از جهنم: قسمت نهم
1403/11/27 02:32
-
بازگشتپربرکت:چون حوصله ام سر رفته
1403/11/26 03:19
موقتا مینویسم چون به شدت حوصله ام سر رفته، یعنی یه چیزی میگم یه چیزی میشنوید. روزمرگی من چیز خاصی نداره، ورزش و روتین های پوست و مو، مطالعه زبان، ترم اول ارشد به خوبی و خوشی تموم شد، یک سری خرید اساسی و سنگین انجام دادم و همه اینجورین که وای کاش طلا میگرفتی و غیره، آخه طلا به درد سگ میخوره وقتی خوشحالت نمیکنه، اندوزش...
-
من زنده ام، سالروز میلاد پر برکت محیای آبی خجسته باد
1403/09/03 13:56
طبق آیین و رسوم هر سال اومدم بگم من هستم و به کوری چشم تمام حسودان و بخیلان دارم ادامه میدم، همه اونایی که تو این محیط اذیتم کردن و سوم آذر تنها روزی هست که حتی در صورت خاموش بودن وبلاگ، اعلام خواهد شد، به برکت وجود امثال من راه برای نوشتن شماها باز شده دیگه به هر حال، خوش به حالتون با داشتن من، حالا حالا باید زمان...
-
Consequences
1403/06/19 10:41
-
Results
1403/06/19 10:04
-
سرنوشتی به کوتاهی فردا و به بلندی یک عمر
1403/06/19 00:00
-
اردیبهشت: تجربه ای از جهنم - قسمت هشتم
1403/06/18 00:29
-
اردیبهشت: تجربه ای از جهنم - قسمت هفتم
1403/06/17 00:38
-
اردیبهشت: تجربه ای از جهنم - قسمت ششم
1403/06/16 02:43
-
آیا 800 نفر داریم اصلا تو بلاگ اسکای؟
1403/06/15 18:39
-
استراحت میان داستانی
1403/06/15 02:00
امشب آتنا سردرد داشت و یک کلاه بافتنی رو سرش کرده بود، واقعا میگم، هی میگفتم در بیار قبول نمیکرد، متاسفانه همون بیماری دست و دهان و پا و فلان رو از من گرفته (خب مشخصه چرا :) ) و دلم براش کباب شده، تعداد دونه هایی که زده از من خیلی بیشترن و حتی راه رفتن براش دردناکه(خودم تجربه کردم یادمه)، فقط دارم دعا میکنم اون آفت...
-
اردیبهشت: تجربه ای از جهنم - قسمت پنجم
1403/06/14 18:50
-
اردیبهشت: تجربه ای از جهنم - قسمت چهارم
1403/06/14 03:46
-
عَدو شود سبب خیر2
1403/06/14 00:02
-
اردیبهشت: تجربه ای از جهنم - قسمت سوم
1403/06/13 04:35
-
اردیبهشت: تجربه ای از جهنم - قسمت دوم
1403/06/12 05:27
-
آغوش من کجاست
1403/06/11 01:36
You know that I love you میدونی که عاشقتم But I'm still learning to love myself ولی هنوز دارم یاد میگیرم که خودم رو دوست داشته باشم ببین، نمیرسن آدم ها به اون حدی که بفهمن، آغوشی که نیاز دارن، تو بازو های سفت و گرم یک مرد نیست و یا روی سینه های نرم یک زن، لزوما روی پاهای پدر و روی بالش مادر هم نیست، یک دوست دختر خوشگل...
-
Normal Friday
1403/06/09 21:59
قصد داشتم قسمت ۲ رو بگم، (که میگم به زودی) ولی خب گفتم کمی تنوع و روزمرگی خوبه، امروز سه ساعت کامل شنا کردم، بعدش هم اریال یوگا تمرین کردم، در کنار بدن سازی، من چندتا چیز رو داشتم همیشه، یکیش TRX بود، یکیش این، مورد بعدی پیلاتس، گاهی شنا و دیگری رقص لاتین، مورد آخر رو دیگه نمیرم و به جاش اریال رو میرم. چرا که تمام...
-
اردیبهشت: تجربه ای از جهنم - قسمت اول
1403/06/09 05:22
-
یک تحلیل کوتاه
1403/06/08 03:04
ظریف و زنانه بودم، میگفتن چقدر شکننده ای، زمخت و سفت شدم، میگفتن مگه تو پسری، خنثی بودم، میگفتن تکلیفت رو مشخص کن، تو چی هستی؟ با مرد ها بودم، میگفتن دنبال تکیه گاهی و با زن ها بودم، میگفتن دنبال قدرتی و با کسی نبودم، میگفتن آدم به دور هستی، سالم نیستی، نمیخوای با کسی باشی؟ اما در نهایت من فهمیدم همونی هستم که دوست...
-
عدو شود سبب خیر
1403/06/07 04:12
-
به ستاره و امثالهم
1403/06/06 21:09
بالاخره نتایج ارشد اومد و دانشگاه تهران قبول شدم. به تمام هیتر هام و کسایی که اینجا بهم توهین میکردن و میگفتن کارت هیچی نمیشه و ... مرد های متاهل مزاحمی که ریجکتشون کردم و کونشون سوخته و گُه خوری منو میکنن میخوام بگم suck my dick شما هیچی نیستید و بنده هر روز بیشتر از دیروز میدرخشم و به کوری چشم شماها زنده ام. افزوده...
-
فروپاشی: بهم ریخته ام اما غمگین نه
1403/06/06 02:52
موی کوتاه خوبیش اینه که زود خشک میشه بعد از حموم رفتن، مسواک میزنم، این خط رو مینویسم، به قسمت های آلرژی دچار شده لوسیون میزنم، میرم و میام، ویتامین و منیزیم و چیزایی که باید رو مصرف میکنم، دور چشم میزنم و آب رسان، دهان شویه اکالیپتوس دهنم رو سوزوند، دئودورانت و در نهایت تونیک مو، الان برگشتم پشت سیستم، خیلی وقته...
-
Chilling with a doll
1403/06/05 14:25
-
کابوسِ جالب
1403/06/04 22:58
یک خواب عجیب دیدم دیشب. ساعت ۳ یا ۳:۳۰ بود، بعد از تمرین و تدریس و چندین اپیزود سریال دیدن بیهوش شدم و چیزی نگذشت تا اینکه یکدفعه پریدم، حالا محتوای خواب رو میخوام بگم، اولا که شام سنگینی نداشتم، مثل همیشه دوش گرفته بودم و توی اتاق هم تنها بودم، یکمی عصبی هم بودم چون با آتنا یک بحث هایی داشتیم. توی خواب، من در یک اتاق...
-
Consequences
1403/06/03 23:53
-
این چه مرگ و مرضی هست؟
1403/06/03 11:07
خصوصی ترین مسائل زندگیم که دقیقا به صورت مستند هست رو با هویت واقعیم، چهره و صدام رو تو کانال دیلی میذارم و عده ای که توهم مهم بودن دارن با اکانت های حروف ابجدی و بی سر و ته میان سمتم و توقع دارن منم بگم بفرماید داخل، کل محیط وبلاگ نویسی پر شده از افراد ترسو و بزدل و پرخاشگری که از فاش شدن هویت واقعی خودشون میترسن ولی...
-
هانیه، کارما، کارما، هانیه
1403/06/02 21:26
چند وقت پیش یک مربی ورزشی داشتم به اسم هانیه، خیلی باهاش صمیمی شدم و بهش توجه کردم، واقعا باهاش مهربون بودم، محبت و توجه و احترام بیش از حد دوران تاریکیم رو منظورمه، از یک جایی به بعد حد خودش رو ندونست و شروع کرد توهین کردن به من، مثلا سر سفره من بود و در عین حال میگفت "وای تو چقدر میخوری، چاق شدی و..." در...
-
Breaking news
1403/06/02 12:57
-
پراکنده نویسی، قسمت هزارم
1403/06/02 00:40
تو پروانه شدن کرمه فقط صبر پروانه نیست که مؤثره بی رحمی و خشم پیله هم بی تاثیر نیست ذهن : چقدر مرداد برای من زود گذشت، اصلا نفهمیدم چیشد، فقط هی کادو تولد گرفتم برای دیگران. خیلی دوست دارم بیام یک ماجرای داستانی سنگین که قولش داده شده رو تعریف کنم ولی انرژیم سر قبلی کامل خالی شده، یکم زمان نیاز دارم. خیلی وقت ها...
-
Craving a long sleep
1403/05/31 13:26
And you left without a trace Angel face Lena Luthor, James Olsen
-
حرف حساب - میخوام خودآموز زبان یاد بگیرم - قسمت اول
1403/05/31 01:13
خب دارم یک سری پیام هایی میگیرم با توجه به پست قبل، که انبوهی سوال تکراری هستن، شاید بهتون بر بخوره ولی یک مشت خسیس دور هم جمع شدید ماشاالله میخواید رایگان هم یاد بگیرید، هر چیزی بهایی داره، حتی تویی که رایگان میخوای یاد بگیری کلی انرژی و زمان و هزینه اینترنت و ... باید بپردازی در هر حال، پس از توهماتت بیا پایین که...